سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

52

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

كه مسند و مسند اليه هستند بسا هردو اسم بوده و بدين‌ترتيب در تحقّق كلام به غير اسم نيازى نمىباشد همچون : زيد قائم . ولى فعل چون صرفا مسند قرار گرفته و حرف هيچيك از دو طرف اسناد را نمىپذيرد لاجرم ايندو باسم نياز دارند چون هرمسندى ، مسند اليهى دارد كه قطعا اسم است پس امكان ندارد كه دو كلام و جمله مفيدى فعل باشد بدون اسم ولى ممكنست دو اسم باشند بدون فعل همچون مثال گذشته . و همچنين چون حرف صرفا براى ارتباط و وصل كردن طرفين اسناد به كار مىرود از اينرو محتاج باسم است و بدون آن داراى قوامى نمىباشد . و از توضيح مختصرى كه داديم معلوم شد كه مقصود از طرفين اسناد مسند و مسند اليه است . قوله : و احتياجهما اليه : ضمير تثنيه به فعل و حرف و ضمير مفرد در « اليه » به اسم راجع است . متن : « 10 » بالجرّ و التّنوين و النّداء و ال * و مسند للاسم تمييز حصل تجزيه و تركيب بالجرّ : جارّ و مجرور ، متعلّق به « حصل » . واو : عاطفه و « التّنوين » و « النّداء » و « ال » و « مسند » تمام معطوف به « الجرّ » هستند . للاسم : جارّ و مجرور ، خبر مقدّم است براى « تميز » و تميز موصوف است براى « حصل » و مجموع موصوف و صفت مبتداء مؤخّر مىباشند . ترجمه : امتيازى كه بواسطه جرّ و تنوين و نداء و الف و لام و مسند اليه واقع شدن حاصل است تنها براى اسم مىباشد .